بالاخره یه روز تموم میشه...احساس می کنم باید هنوز منطقیتر فکرکنم!توی دنیایی که از خودم ساختم باید رنگای دیگه ای هم باشه..! اره باید سخت بشم ومحکم قدم بردارموبزارم...میدونم که تصمیم درستیه واسه همیشه بایدتمومش کنم...این سکوت سوخته...این خیال هراسو دوربریزم خدایا واسه داشته ها ونداشته هام شکرت................

مي دوم

از لابه لاي نيش خارها

زخم هايم رامرهمي از خيال رسيدن مي گذارم

ندانستن ها را يكي يكي كردم

وبا صداي پاي باران

نواختم