تولدم مبارک
سلام به همه دوستان خوبم ببخشید یک مدتی نبودم وکمتر میام نت ...
فقط یک خبر خوب....آخ جون!! امروز تفلدمه!!!(تولدمه)![]()
![]()
از امروز میرم تو...سالگی!!چقدر زود می گذره این ساعتها!!!
خوب حرفای غمگین دیگه بسه! دارم فکر می کنم تو این یک سالی که گذشت چی یاد گرفتم!چیکارا کردم!آیا واقعا به وعده هایی که به خودم لحظه تولد پارسالم دادم عمل کردم!؟ تا حدودی آره تلاشمو کردم و خیلی از حقایق واسم روشن شد! خدای مهربونم کلی بهم نیرو داد که در تمام لحظه هایی که داشتم دست یاریشو روی شونه هام حس می کردم!
خدایاازت ممنونم که حکمت خیلی از ورقهای کتاب زندگیمو روشن کردی!!وگرنه این دختر عجول تا حالا معلوم نبود....![]()
![]()
![]()
خدا جونم من صبوری رو و فهمیدن خیلی چیزایی که با صبرباید درکشون می کردم و یاد گرفتم! دیگه چی یاد گرفتم!؟؟ اهان.. مهربونیو محبت رو از تو یاد گرفتم که خدارو شکر توی زندگیم همه دوسم دارن..!!! چه حالی می ده آدم از خودش بتعریفه!!![]()
![]()
یاد گرفتم با یک لبخند میشه هر انسانی حتی یک رهگذری که واسه لحظه ای از کنارت می گذره با یک تشکر بایک خنده با یک نگاه محبت آمیز دل آدمهایی که تو دلشون فکر می کنن مهربونی مرده برگردوند..و توی همه آدمها حقیقت خدارو دید چون بعضی آدمها ازش دورند و بعضی نزدیکتر...
وخیلی چیزای دیگه.....که به ذهنم نمیاد!!اما اینا مهمترینش بود!!
خدای مهربونم واسه تمام نعمتهایی که مثل بارون طلا توی زندگیم بود ازت ممنونم
مهربونم ممنونم واسه تمام لحظه هایی که لبه خطرناک نا امیدی چشمهای منو تر می کرد و تو با نوازشهات آرومم کردی...![]()
با تو ایستادم ...
روزهای جدیدمن از امروز فرق داره و روزهای خوب با قدمهایی محکمتر در راهند...و تصمیم های جدیدو لحظه های ناب و با بالا پایینی زیاد درراهند
من از امروز سکوتم را هم برای تو فریاد می کنم...به امید گرمای مهربانی تو![]()