اگراین سفرفردا

شکوهش را قدمهایم حس نکرد

من می مانم و

همین فریاد شعرهایم!

ساعتها به آن لحظه سنگین

تیک و تاک کنان می رسند!

از شعر تلخ دیروز

گریزی نیست!

ولی دستهای من پرازخطوط دعا!

خسته تجسم خورشید آسمانم نیستم

هنوز مانده غروب من!

من و لبخند آسمان باهمیم

میان این اتاق تنگ

اگرچه صدای ساعت غمگین!

تیک

تاک ....